أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

68

تجارب الأمم ( فارسى )

[ زاب پور تهماسب ] مردم در بزرگترين گرفتارى به سر مىبردند تا اين كه سرانجام زاب [ 1 ] پور تهماسب به پا خاست . برخى او را زاغ ، برخى زاب ، و پاره‌اى زاسب گويند . وى از فرزندان منوچهر است كه ميان او و منوچهر چند پدر بوده‌اند . چون زاب به پا خاست ، افراسياب را از كشور ايران براند و پس از جنگهاى بسيارى كه ميان آن دو رفت او را به توران زمين بازگردانيد . از آن جنگها چيزى كه از آن پندى گيريم به ما نرسيده است . روزهاى چيرگى افراسياب بر اقليم بابل ، از هنگامى كه منوچهر بمرد تا روزى كه زاب پور تهماسب او را به توران براند دوازده سال بود . از آن پس ، زاب به آباد كردن آن چه افراسياب ويران كرده بود پرداخت ، و فرمود تا دژهايى را كه ويران ساخته بود باز سازند و رودهايى را كه پر كرده بود و كاريزهايى را كه كور كرده بود به حال نخست بازگردانند ، و آبهايى را كه به زير خاك برده بود دوباره بجوشانند . تا سرانجام همه چيز بهتر از آن شد كه در گذشته بود . زاب مردم را از باج هفت سال ببخشود . به روزگار او شهرها آبادان و آبها فراوان شد و زندگى مردم فراخى يافت . در سواد رودى بكند و آن را زاب [ 2 ] ناميد و در دو سوى آن رود شهرى ساخت كه آن را كهن شهر [ 3 ] نامند . آن را يك خوره كرد با سه تسوك : زاب بالا ، زاب ميانه ، زاب پايين و تخم گل و نهال درختان را از كوهها بدان جاى بياورد . زاب نخستين كس بود كه پختنىهاى رنگارنگ و خوراكهاى گوناگون برگزيد و از آن چه با سواران تكاور خويش به غنيمت گرفت و از خواسته‌اى كه از توران بستانيد ، به سپاهيان خويش داد . وزير او گرشاسپ [ 4 ] از فرزندان تور [ 5 ] پور فريدون بوده است . آورده‌اند كه زاب و گرشاسپ در پادشاهى انباز بوده‌اند ، ليك درست آن است كه وى وزير زاب بوده است . پادشاهى زاب سه سال بپاييد . [ 19 ]

--> [ ( 1 ) ] در متن : زوّ بن طهماسب ، در اوستا Uzava پور Tumaspa ( پور داود ، يشتها 2 : 46 . ) به پارسى ميانه : Uzav Ozav . ( فره‌وشى ، فرهنگ پهلوى ) . [ ( 2 ) ] زاب . در متن نيز به همين گونه آمده است . [ ( 3 ) ] در متن : المدينة العتيقه . [ ( 4 ) ] گرشاسب . در متن : كرساسف . در پهلوى : Karsasp [ ( 5 ) ] در متن : طوج . ( نگاه كنيد به تعليقات پيشين )